در جهانی که تغییرات زیستی و فناوری مرز میان انسان و موجودات دیگر را کمرنگ کردهاند، گروهی از پژوهشگران با نمونهای روبهرو میشوند که میتواند مرحلهای تازه از تکامل را نشان دهد. یافته در ابتدا فرصتی علمی به نظر میرسد، اما رفتار غیرقابل پیشبینی موجود یا سلولهای آن نشان میدهد فرایند از کنترل آزمایشگاه خارج شده است. دانشمندان درباره نابود کردن نمونه یا ادامه تحقیق اختلاف دارند و شرکت یا نهاد تأمینکننده پروژه فشار میآورد که نتایج حفظ شوند. شخصیت اصلی که از ابتدا در طراحی آزمایش نقش داشته، متوجه میشود بخشی از دادههای اولیه از تیم پنهان شده و هدف واقعی پروژه فقط درمان یا شناخت تکامل نبوده است. با گسترش تغییرات، محیط آزمایشگاه به فضایی ناامن تبدیل میشود و زمان برای تصمیمگیری محدود است. گروه باید بفهمد پدیدهای که ساخته یا کشف کردهاند چگونه خود را تطبیق میدهد و آیا میتوان آن را متوقف کرد. داستان از مفهوم «تکامل» برای طرح این پرسش استفاده میکند که سرعت دادن مصنوعی به فرایندی طبیعی، بدون دانستن مقصد آن، تا چه اندازه میتواند خطرناک باشد.