یو بونا در ظاهر زنی متأهل با زندگی معمولی است، اما همسرش نمیداند او به طور مخفیانه برای سازمانی تخصصی به عنوان قاتل حرفهای کار میکند. بونا سالها توانسته میان زندگی خانوادگی و مأموریتهای خطرناک خود مرز مشخصی نگه دارد و هویت واقعیاش را از نزدیکترین فرد زندگیاش پنهان کند. این تعادل زمانی به هم میخورد که شوهرش نشانههایی از رفتارهای غیرعادی او میبیند و تصمیم میگیرد بفهمد همسرش واقعاً چه چیزی را مخفی میکند. در سوی دیگر، بونا باید مأموریتهایی را انجام دهد که کوچکترین خطا در آنها میتواند هم سازمان و هم خانوادهاش را در معرض خطر قرار دهد. نزدیک شدن شوهرش به حقیقت، دو جهان کاملاً جداگانه زندگی او را به هم میرساند. سریال بر تلاش بونا برای حفظ ظاهر عادی، انجام وظایف پنهانی و جلوگیری از فروپاشی رابطهای تمرکز دارد که بر رازی بسیار بزرگ بنا شده است. هر مأموریت تازه احتمال آشکار شدن هویت بونا را بیشتر میکند و شوهرش نیز هر بار به بخشی از حقیقت نزدیکتر میشود، بیآنکه بداند دانستن پاسخ میتواند خودش را وارد همان دنیای خطرناک کند.