دو دوست جوان در گجرات، یکی دلال املاک و دیگری مهندس عمران، رؤیای تبدیل شدن به سازندههای واقعی را دارند اما سرمایه و زمین کافی برای شروع کار ندارند. فرصتی در یک ساختمان مسکونی قدیمی ایجاد میشود که ساکنانش به بازسازی و توسعه مجدد نیاز دارند. دو دوست تصور میکنند اگر رضایت مالکان واحدها را جلب کنند، این پروژه میتواند نخستین قدم جدی حرفهایشان باشد. مشکل زمانی آغاز میشود که یک سرمایهدار بزرگ و بسیار خرافاتی همان ساختمان را برای خودش خوشیمن میداند و حاضر نیست اجازه دهد پروژه به دست تازهکارها برسد. هرکدام از ساکنان نیز خواسته، ترس و منفعت متفاوتی دارد و جمع کردن امضاها به اندازه پیدا کردن سرمایه دشوار میشود. دوستان با وعدههای بزرگ و راهحلهای عجولانه گاهی خودشان شرایط را پیچیدهتر میکنند. آنها باید یاد بگیرند ساختوساز فقط محاسبه سازه و معامله ملک نیست؛ اعتماد مردم، مدیریت پول و مسئولیت نسبت به خانه کسانی که قرار است ماهها جابهجا شوند نیز بخشی از کاری است که با اشتیاق واردش شدهاند.