دهیرن پس از تماس معشوق سابقش به چنای میرود و برای مدتی در مهمانخانهای دورافتاده اقامت میکند. از همان شبهای نخست، خوابهای بسیار واقعی و اتفاقهای نامعمول آرامش او را به هم میزنند. مرز میان آنچه واقعاً در ساختمان رخ میدهد و تصاویری که در ذهنش میبیند بهتدریج محو میشود و دهیرن نمیتواند مطمئن باشد با توهم، خاطره یا نیرویی ناشناخته روبهروست. با ادامه این تجربهها، او متوجه میشود خوابها و نشانههایی که میبیند ممکن است به گذشته خودش و سرنوشت زنی که او را به چنای کشانده ارتباط داشته باشند. تلاش برای فهمیدن معنای این تصاویر، دهیرن را بیشتر در فضای رازآلود مهمانخانه فرو میبرد؛ جایی که هر پاسخ، پرسش تازهای درباره رابطه گذشته، خاطرات فراموششده و اتفاقهایی که در ساختمان رخ داده ایجاد میکند.