راجا ماهیگیری ساده در یک روستای ساحلی است که از کودکی با مونا بزرگ شده و بیآنکه بتواند احساسش را به زبان بیاورد، عاشق اوست. ورود راوی، مردی ثروتمند و تحصیلکرده که به منطقه میآید، تعادل این رابطه را تغییر میدهد. مونا و راوی به یکدیگر علاقه پیدا میکنند و راجا میان خوشحالی دوستش و عشقی که سالها پنهان کرده گرفتار میشود. «Saagar» مثلث عاشقانه را با تفاوت طبقاتی و زندگی جامعه ساحلی ترکیب میکند. راجا صمیمی و impulsive است و جهانش با دریا و مردم محلی تعریف میشود، در حالی که راوی از محیط و طبقه اجتماعی دیگری آمده است. فیلم به جای ساختن یک رقیب کاملاً منفی، درد را از موقعیتی میسازد که هر سه نفر احساسات قابلفهمی دارند اما خواستههایشان با هم سازگار نیست. موسیقی و فضای ساحل نقش مهمی در لحن رمانتیک اثر دارند. با پیش رفتن داستان، دوستی، وفاداری و غرور بیشتر از خود انتخاب عاشقانه اهمیت پیدا میکنند و شخصیتها باید با پیامد سکوت یا صداقت روبهرو شوند.