در پاییز ۱۹۵۰ و در جریان جنگ کره، نیروهای داوطلب خلق چین وارد منطقه دریاچه چانگجین میشوند تا در برابر پیشروی نیروهای سازمان ملل به رهبری آمریکا مقاومت کنند. واحد هفتم ارتش چین، شامل وو چیانلی و برادر جوانترش وو وانلی، در سرمای شدید و کمبود تجهیزات به سمت خطوط دشمن حرکت میکند. وانلی تجربه جنگی ندارد و ابتدا بیشتر میخواهد خودش را به برادر و سربازان قدیمی ثابت کند، اما خیلی زود با واقعیت گرسنگی، یخزدگی و مرگ همرزمان روبهرو میشود. نیروها باید بدون پوشش هوایی و با تجهیزات محدود از کوهستان عبور کنند و حملهای هماهنگ علیه مواضع بهمراتب مجهزتر انجام دهند. در کنار نبردهای بزرگ، فیلم روابط داخل واحد و مسئولیتی را که سربازان نسبت به یکدیگر احساس میکنند دنبال میکند. برای چیانلی، جنگ هم مأموریت نظامی و هم تلاشی برای زنده نگه داشتن برادرش است؛ در حالی که وانلی باید بفهمد شجاعت واقعی با شلیک بیشتر تعریف نمیشود و گاهی به تحمل، نظم و محافظت از نفر کنار دست وابسته است.