الیوت کمپبل، وکیلی جوان و جاهطلب، برای رسیدگی به امور ملکی به جزیرهای دورافتاده میرود و انتظار دارد سفر کوتاهی باشد. او با پیشنهاد خرید خانهای قدیمی و متروکه روبهرو میشود که ارزش مالی بالایی دارد، اما مردم محلی از نزدیک شدن به آن پرهیز میکنند. داخل خانه، صداها و تصاویر کودکی یا زنی ناشناس باعث میشوند الیوت تصور کند با حضور روحی روبهرو شده است. او در ابتدا میخواهد همه چیز را به خستگی و شایعات محلی نسبت دهد، اما نشانهها به پروندهای قدیمی درباره ناپدید شدن یا مرگ فردی در همان ملک میرسند. هر بار که الیوت تلاش میکند جزیره را ترک کند، اتفاقی او را به خانه و گذشتهاش بازمیگرداند. جستوجو به تدریج به راز شخصی خود او مرتبط میشود و مشخص میشود دلیل انتخاب شدنش برای این معامله ممکن است تصادفی نباشد. وکیل باید پیش از امضای قراردادی که به ظاهر فقط انتقال مالکیت است بفهمد چه کسی از او میخواهد این خانه دوباره صاحب داشته باشد و چرا روح حاضر نیست تا روشن شدن حقیقت آرام بگیرد.