پون شینگفانگ، متخصص خنثیسازی بمب پلیس هنگکنگ، در جریان یک عملیات بر اثر انفجار پای خود را از دست میدهد و پس از آن از خدمت عملیاتی کنار گذاشته میشود. چند سال بعد، انفجاری تروریستی رخ میدهد و پون بیهوش در محل حادثه پیدا میشود. پلیس به او مشکوک است، اما او پس از به هوش آمدن دچار فراموشی شده و نمیتواند به یاد بیاورد چرا در محل بمبگذاری بوده یا در ماههای گذشته چه کرده است. با افزایش حملات یک گروه تروریستی که قصد هدف قرار دادن نقاط مهم هنگکنگ را دارد، پون به حلقهای کلیدی میان پلیس و مهاجمان تبدیل میشود. او برای فهمیدن حقیقت از بیمارستان فرار میکند و تلاش میکند پیش از آنکه دیگران هویتش را برایش تعریف کنند، گذشته خود را بازسازی کند. هر سرنخ میتواند ثابت کند او قربانی توطئه است یا واقعاً بخشی از طرح حملات بوده است.