در آیندهای نزدیک، دولت زندانیان خطرناک را به جزیرهای دورافتاده و بدون قانون میفرستد. جان رابینز، سربازی که به دلیل کشتن فرماندهاش محکوم شده، به این زندان طبیعی تبعید میشود و میان دو گروه زندانی گرفتار میگردد: گروهی خشن به رهبری مارک و جامعهای منظم که تلاش میکند انسانی بماند. رابینز در ابتدا فقط به فکر فرار است، اما تهدید گروه متجاوز او را وارد نبردی برای بقا و دفاع از دیگران میکند. در «فرار از آبسولوم»، جزئیات تازه از دل همان مسئله اصلی بیرون میآیند و «No Escape» از حاشیهروی یا توضیحهای بیرون از داستان دور میماند. مسیر «فرار از آبسولوم» بدون لو دادن نتیجه پیش میرود و «No Escape» نقطههای عطف را از دل واکنش افراد اصلی به چالش مرکزی میسازد. در «فرار از آبسولوم»، تمرکز روی پیامد انتخابها باقی میماند و «No Escape» مناسبات افراد اصلی را همزمان با کشمکش مرکزی پیش میبرد. هسته «No Escape» روی علت و نتیجه انتخابهای مهمست؛ «فرار از آبسولوم» اجازه میدهد مخاطب جهان و تنش مرکزی را بشناسد بیآنکه نتیجه نهایی از پیش برملا شود.