مانکو کاپاک توسط یک مرد مسلح نقابدار سرقت شده است. اکنون، آرزوهای او برای فروش باشگاهش و سوار شدن به غروب خورشید در کنار دوست دخترش دورتر از همیشه به نظر می رسد. روسای کارتل در حال نفس کشیدن از گردن او هستند و یک جوان تازه کار به عنوان مرد جدیدی در شهر که مشتاق خرید باشگاه است ظاهر شده است.