«Once Upon a Time in Hong Kong» به مبارزه با فساد در هنگکنگ دهه ۱۹۷۰ میپردازد؛ دورهای که ارتباط میان پلیس، باندهای تبهکاری و رشوه ساختاری گسترده ایجاد کرده بود. گروهی از مأموران و بازرسان برای شکستن این شبکه وارد پروندهای میشوند که دشمنانش درون همان نظام قدرت حضور دارند. در «Once Upon a Time in Hong Kong» جزئیات در خدمت موقعیتاند؛ «روزی روزگاری در هنگ کنگ» از توضیحهای خارج از مسیر اصلی دور میماند. لحن «Once Upon a Time in Hong Kong» با موضوع هماهنگ نگه داشته میشود؛ «روزی روزگاری در هنگ کنگ» تغییر فضا را از دل خود ماجرا میسازد. در «Once Upon a Time in Hong Kong» مخاطب جایگاه شخصیتها را زود میشناسد؛ «روزی روزگاری در هنگ کنگ» سپس همان شناخت را در موقعیتهای تازه آزمایش میکند. مسیر «Once Upon a Time in Hong Kong» بر علت و پیامد تکیه دارد؛ «روزی روزگاری در هنگ کنگ» اتفاقها را بدون پرش بیدلیل به هم متصل میکند.