در استونی اواخر قرن نوزدهم، آندرس همراه همسرش کریت مزرعهای به نام رابَرئه را میخرد و رؤیا دارد با کار سخت زمین را آباد کرده و آینده خانواده را بسازد. همسایهاش پر وِرون، مردی زیرک و اهل دعوا، از همان ابتدا بر سر مرز، آب و مالکیت با او درگیر میشود. آندرس مردی مذهبی و سختکوش است و باور دارد حقیقت و عدالت در نهایت به نفع کسی خواهد بود که درست رفتار کند، اما سالها شکایت، کار فرساینده و مشکلات خانوادگی ایمانش را تحت فشار قرار میدهند. همسر و فرزندان بهای جاهطلبی او برای ساختن مزرعه «درست» را میپردازند و خانهای که قرار بود منبع خوشبختی باشد به محل خستگی و اختلاف تبدیل میشود. دشمنی با پر نیز هرچه بیشتر ادامه پیدا میکند، کمتر درباره مسئله اولیه و بیشتر درباره غرور دو مرد میشود. فیلم بر اساس رمان آنتون هانسن تامساره، داستانی درباره کار، ایمان و عدالت است و میپرسد اگر انسان تمام عمر برای ساختن زندگی بهتر تلاش کند اما در این مسیر رابطههایش را از دست بدهد، آیا نتیجه هنوز میتواند «حقیقت و عدالت» نامیده شود.