سریال ژاپنی «Hanzaisha» با حملهای خونین در میدان شلوغ یک ایستگاه آغاز میشود. شیگتو شوجی تنها بازمانده حادثه است و در حالی که هنوز از شوک آن بیرون نیامده، غریبهای در بیمارستان به او هشدار میدهد که فقط ده روز برای زنده ماندن فرصت دارد. تلاش دوباره برای کشتن او نشان میدهد این تهدید صرفاً ترساندن یک قربانی نیست. کارآگاه سوما ریوسوکه شوجی را نجات میدهد و برای پنهان کردن و محافظت از او از یاریمیزو نانائو، روزنامهنگار تلویزیونی سابق، کمک میگیرد. این سه نفر با دنبال کردن تناقضهای پرونده متوجه میشوند روایت رسمی درباره مهاجم و انگیزه حمله کامل نیست. تحقیق آنها به شبکهای از تخلفات شرکتی، دخالت سیاسی و بیماریای پنهان میرسد که افراد قدرتمند نمیخواهند آشکار شود. «Hanzaisha» بهجای پروندهای جنایی مستقل در هر قسمت، یک معمای پیوسته و زمانمحور میسازد؛ هر روز نزدیکتر شدن مهلت مرگ شوجی، فشار بیشتری بر تحقیقات وارد میکند.