«Agent Hamilton» کارل همیلتون، مأمور اطلاعاتی سوئدی، را در پروندههایی دنبال میکند که تهدیدهای تروریستی، جاسوسی بینالمللی و سیاست داخلی را به هم پیوند میدهند. آموزش و تجربه او در برابر موقعیتهایی قرار میگیرد که پاسخ نظامی ساده ندارند و وفاداری سازمانی نیز همیشه روشن نیست. ساختار «Agent Hamilton» به چند خط روایی جا میدهد؛ «ایجنت همیلتون» آنها را حول شخصیتهای مرکزی کنار هم نگه میدارد. در «Agent Hamilton» هر قسمت بخشی تازه نشان میدهد؛ «ایجنت همیلتون» با این روش جهان خود را تدریجی گسترش میدهد. شخصیتهای «Agent Hamilton» فقط در یک موقعیت ثابت نمیمانند؛ «ایجنت همیلتون» پیامد تصمیمهای قبلی را وارد ادامه روایت میکند. ریتم «Agent Hamilton» میان اپیزود و خط کلی جابهجا میشود؛ «ایجنت همیلتون» از این تعادل برای حفظ پیوستگی استفاده میکند. در «Agent Hamilton» مسئلههای تکرارشونده شکل تازه میگیرند؛ «ایجنت همیلتون» رابطهها را همراه همان تغییرها جلو میبرد. در «Agent Hamilton» جزئیات در خدمت موقعیتاند؛ «ایجنت همیلتون» از توضیحهای خارج از مسیر اصلی دور میماند.