یک شب کابوسآمیز برای همسایههای دیوید و رابرت رخ میدهد که بهطور تصادفی به زنی که سوار دوچرخهاش میشود ضربه میزنند و از صحنه فرار میکنند. در حالی که دیوید به طور فزایندهای گرفتار احساس گناه میشود، رابرت هیچ پشیمانی نشان نمیدهد و غلبهگر و مالک میشود.