از لحظه ای که ماکسیما زورگویتا در کنار ولیعهد هلند ظاهر می شود، خود را در کانون توجه قرار می دهد. وقتی ویلم الکساندر از او می خواهد که با او ازدواج کند، گذشته او را فرا می گیرد. بحث های داغ در مورد حرفه سیاسی پدرش در رژیم ویدلا به راه افتاد - بحثی که او هرگز در محافل خود با آن مواجه نشد. چه چیزی به این آرژانتینی اجازه می دهد تا در نهایت در یک دادگاه قدیمی اروپایی پیشرفت کند؟ و ماکسیما چگونه میتواند بدون اینکه خانوادهاش را رها کند به خودش وفادار بماند – یا اینها با هم نیستند؟