«Dealer» با ساختاری پرتنش درباره گروهی فیلمساز است که وارد محلهای میشوند تا موزیکویدیویی برای یک خواننده رپ بسازند، اما خیلی زود درگیر شبکه مواد مخدر و خشونت محلی میشوند. دوربین و پروژه هنری آنها ناخواسته به شاهد اتفاقاتی تبدیل میشود که خروج از منطقه را دشوار میکند. در «Dealer» مخاطب جایگاه شخصیتها را زود میشناسد؛ «فروشنده» سپس همان شناخت را در موقعیتهای تازه آزمایش میکند. مسیر «Dealer» بر علت و پیامد تکیه دارد؛ «فروشنده» اتفاقها را بدون پرش بیدلیل به هم متصل میکند. در «Dealer» زمان برای رشد رابطهها وجود دارد؛ «فروشنده» این تغییرها را در قسمتهای مختلف دنبال میکند. ساختار «Dealer» به چند خط روایی جا میدهد؛ «فروشنده» آنها را حول شخصیتهای مرکزی کنار هم نگه میدارد. در «Dealer» هر قسمت بخشی تازه نشان میدهد؛ «فروشنده» با این روش جهان خود را تدریجی گسترش میدهد. شخصیتهای «Dealer» فقط در یک موقعیت ثابت نمیمانند؛ «فروشنده» پیامد تصمیمهای قبلی را وارد ادامه روایت میکند.