کلویی شرمن نوجوانی است که از کودکی با مجموعهای از مشکلات جسمی زندگی کرده و تقریباً تمام آموزش، درمان و ارتباطش با جهان بیرون زیر نظر مادرش دایان انجام میشود. در «Run» رابطه بسیار نزدیک مادر و دختر زمانی رنگ دیگری میگیرد که کلویی به جزئیاتی در داروها و توضیحات دایان شک میکند. کنجکاوی او به جستوجویی پنهانی تبدیل میشود؛ اما وابستگی فیزیکیاش به خانه و کنترل دائمی مادر، سادهترین راههای تحقیق و فرار را هم دشوار میکند. فیلم تعلیقش را از همین محدودیت میسازد و بهجای تکیه بر اتفاقات فراطبیعی، ترس را در فضای آشنای خانه و رابطهای شکل میدهد که قرار بوده امنترین نقطه زندگی کلویی باشد. هرچه او اطلاعات بیشتری جمع میکند، مجبور میشود به تواناییهای خودش اتکا کند، مرز میان مراقبت و کنترل را دوباره بسنجد و برای به دست گرفتن اختیار زندگیاش تصمیمهایی خطرناک بگیرد. همین محدودیتها مبارزه او برای استقلال را پرتنشتر میکنند.