هئو گیون، نویسنده باهوش و نخستین منتقد غذا در دوران چوسان، پس از آنکه دوستانش به خیانت متهم میشوند درگیر بحرانی سیاسی میشود. هنگام فرار از افرادی که قصد جانش را دارند، به شکلی غیرمنتظره چهارصد سال در زمان جلو میرود و در کره جنوبی امروز ظاهر میشود. او که هیچ شناختی از فناوری، فرهنگ روزمره یا شیوه زندگی معاصر ندارد، گرسنه و سردرگم مقابل رستوران کوچکی پیدا میشود که بونگ اونسیل و مادرش آن را اداره میکنند. استعداد هئو گیون در شناخت مزهها و آشپزی سنتی باعث میشود به تدریج وارد کار رستوران شود و دانش دوران خودش را با مواد و امکانات امروز ترکیب کند. اونسیل، زنی صریح که در برابر بیعدالتی سکوت نمیکند، به مهمترین همراه او برای سازگار شدن با زمان جدید تبدیل میشود. همزمان چهرههایی شبیه افراد زندگی گذشته هئو گیون نیز در زمان حال ظاهر میشوند و پرسشهایی درباره علت سفر زمانی او ایجاد میکنند. او باید میان پیدا کردن راه بازگشت به چوسان و زندگی تازهای که ناخواسته در زمان حال ساخته تصمیم بگیرد.