استانیسواف ووکولسکی، بازرگانی خودساخته در ورشوی قرن نوزدهم، ثروت و اعتبارش را صرف نزدیکشدن به ایزابلا، دختر خانوادهای اشرافی، میکند. شیفتگی او به این زن فقط یک رابطه عاشقانه نیست؛ تلاشی است برای ورود به طبقهای که با وجود نیاز مالی، همچنان او را غریبه میداند. هرچه ووکولسکی بیشتر پیش میرود، فاصله میان آرمانهایش و واقعیت جامعه روشنتر میشود و عشق، جاهطلبی و تحقیر طبقاتی زندگیاش را به نقطهای بیبازگشت میرسانند.