نِیو کِلی نوجوانی است که پس از شبی نامعلوم در رودخانه بیدار میشود و خیلی زود میفهمد خودش مرده است. او به شکل روح به خانه و دوستانش بازمیگردد اما بیشتر آدمها نمیتوانند حضورش را ببینند. تنها چند نفر با تواناییهای خاص میتوانند با او ارتباط برقرار کنند و نِیو از آنها کمک میگیرد تا بفهمد شب مرگش چه اتفاقی افتاده است. پلیس احتمال خودکشی یا حادثه را بررسی میکند، اما او مطمئن است کسی در مرگش نقش داشته. جستوجو میان مدرسه، خانواده و رابطههای نزدیک نشان میدهد دوستانش چیزهایی را پنهان کردهاند و تصویر نِیو از زندگی خودش نیز همیشه کامل نبوده است. او باید بدون امکان لمس اشیا یا صحبت مستقیم با بیشتر شاهدان، سرنخها را کنار هم بگذارد. همزمان حضور در جهان زندگان برای روحی که هنوز مرگ خودش را نپذیرفته دشوار است. سریال معمای قتل را با داستانی درباره سوگ و هویت ترکیب میکند و نِیو باید پیش از آنکه فرصت ارتباطش از بین برود حقیقت را پیدا کند و تصمیم بگیرد آیا دانستن قاتل برای رها شدن کافی است یا چیزهای دیگری از زندگی ناتمامش باقی ماندهاند.