اریک پلیس محیطزیست در ریودوژانیرو است و پس از مرگ مرموز همسرش در آتشسوزی جنگل، زندگیاش از هم میپاشد. مدتی بعد جسد دلفین صورتی آبهای آمازون در ساحل پیدا میشود و اریک متوجه میگردد پرونده به موجودات افسانهای برزیل ارتباط دارد. او با شخصیتهایی روبهرو میشود که در ظاهر انساناند اما در واقع شکلهای زنده افسانههایی مانند کوروپیرا، کوکا و ساسی هستند. این موجودات سالها در میان مردم زندگی کردهاند و تلاش میکنند هویتشان را پنهان نگه دارند. اریک ابتدا توضیح ماورایی را نمیپذیرد، اما هر سرنخ او را به گذشته خانواده، مرگ همسر و نیرویی تاریک نزدیکتر میکند. دخترش نیز به شکلی مستقیم با جهان پنهان ارتباط پیدا میکند و همین مسئله خطر را شخصیتر میسازد. سریال افسانههای بومی برزیل را با معمای جنایی و مسائل محیطزیستی ترکیب میکند. اریک باید بفهمد نابودی جنگل و خشونت علیه طبیعت فقط پیامد اقتصادی ندارد؛ نیروهایی که نسلها با این سرزمین پیوند داشتهاند نیز واکنش نشان میدهند.