دانی، بازرس باهوش اما بیقرار پلیس، برای بررسی مرگ نوجوانی به نام سیلاس به مزرعهای دورافتاده در شبهجزیره بیاره فرستاده میشود. شریک تازهاش مالک، مأموری جوان و منظم است که تقریباً در همه چیز با روشهای او تفاوت دارد. مرگ سیلاس ابتدا حادثهای محلی به نظر میرسد، اما تحقیقات خیلی زود آنها را به دشمنی قدیمی میان دو خانواده میرساند؛ نزاعی که نسلها با سکوت، خشونت و سوءاستفاده ادامه پیدا کرده است. الیس، بزرگ خاندان و مردی که تقریباً همه از او میترسند، به دانی فرصت محدودی میدهد تا قاتل را پیدا کند و تهدید میکند در غیر این صورت خانواده خودش عدالت را اجرا خواهد کرد. دانی که خودش نیز گذشتهای مبهم دارد باید هم شواهد را دنبال کند و هم مانع انتقامگیری شود. هر شاهد بخشی از حقیقت را پنهان میکند و مالک کمکم متوجه میشود در این جامعه، قانون رسمی فقط یکی از چند نظام قدرتی است که مردم از آن حساب میبرند.