هارلی سانتوس کارآگاه پلیس نیویورک و مادر مجردی است که برای تأمین زندگی دخترش سالها در واحدی فاسد تحت فرمان ستوان مت وزنیاک کار کرده است. اعضای تیم از خلافکاران پول میگیرند و قوانین را به شکلی که خودشان مناسب میدانند دور میزنند، اما هارلی این ساختار را بخشی از خانواده دوم خودش میبیند. زمانی که افبیآی او را در یک عملیات دستگیر میکند، مأمور رابرت استال پیشنهادی میدهد: همکاری مخفی علیه وزنیاک در مقابل جلوگیری از زندان. هارلی مجبور میشود میان وفاداری به مردی که سالها از او و دخترش حمایت کرده و آینده خانواده خودش انتخاب کند. هر تلاش برای جمعآوری مدرک خطر افشا شدن را بیشتر میکند و وزنیاک نیز به وجود خبرچین در تیم مشکوک میشود. روابط قدیمی، قتلها و پروندههای پنهان نشان میدهند فساد بسیار عمیقتر از چند رشوه ساده است. هارلی باید در محیطی که همه از دروغ استفاده میکنند تصمیم بگیرد کدام خط را هنوز حاضر نیست عبور کند و آیا میتوان از سیستمی فاسد خارج شد بدون آنکه کسانی که دوستشان دارد قربانی شوند.