سریال «Life After Life» بر اساس رمان کیت اتکینسون، زندگی اورسولا تاد را با ساختاری غیرمعمول روایت میکند. اورسولا در سال ۱۹۱۰ به دنیا میآید، اما زندگی او یک مسیر واحد ندارد: هر بار که در نقطهای از کودکی یا بزرگسالی میمیرد، دوباره به زمان تولد بازمیگردد و فرصت دیگری برای طی کردن همان سالها پیدا میکند. او همیشه خاطرات کامل زندگیهای قبلی را به شکل روشن به یاد نمیآورد، اما حسها، ترسها و آگاهیهای مبهم باعث میشوند بعضی انتخابها تغییر کنند. مسیرهای متفاوت، خانواده، روابط شخصی، بیماریها و رویدادهای بزرگ تاریخی بهویژه دو جنگ جهانی را از زاویههای تازه نشان میدهند. تکرار زمان در سریال بیشتر از آنکه یک معمای علمی باشد، راهی برای بررسی تصادف، اختیار و معنای یک زندگی «خوب» است. هر بار نجات از یک حادثه ممکن است شخصیت را با خطر دیگری روبهرو کند و اورسولا کمکم میفهمد تغییر گذشته همیشه به نتیجهای ساده یا بهتر ختم نمیشود.