رجینالد آندرس در دنیایی زندگی میکند که خونآشامها بیش از حد به ظاهر، قدرت و قواعد اشرافی خود اهمیت میدهند؛ و او تقریباً با هیچکدام از معیارهایشان جور نیست. زندگی معمولی و پر از آرزوهای عقبافتاده رجینالد وقتی تغییر میکند که موریس، خونآشامی مرموز، وارد مسیرش میشود. پس از حمله دشمنان موریس، تنها راه نجات رجینالد تبدیل کردن او به خونآشام است. او حالا باید گرسنگی تازه، تواناییهای ناشناخته و قانونهای جامعهای مخفی را یاد بگیرد و همزمان ماهیت خود را از همکاران و زنی که دوست دارد پنهان نگه دارد. مشکل بزرگتر این است که برخی خونآشامهای قدرتمند حضور فردی مثل او را تهدیدی برای نظم خود میدانند. «Reginald the Vampire» وحشت را با کمدی و داستان بلوغ شخصی ترکیب میکند؛ قهرمانی نامعمول که بهجای شبیه شدن به دیگران، کمکم میفهمد تفاوتهایش میتواند به مزیت تبدیل شود و حتی قدرتهایی دارد که خودش از آنها خبر نداشته است.