لاهِلا «دوگی» کامهآلوها نوجوانی نابغه در هاوایی است که در شانزدهسالگی هم پزشک شده و هم باید با مسائل معمول سن خودش کنار بیاید. او در بیمارستانی کار میکند که مادرش، دکتر کلارا هانون، مسئول آن است؛ بنابراین هر اشتباه حرفهای میتواند هم در محیط کار و هم در خانه ادامه پیدا کند. لاهلا با بیماریهای واقعی، تصمیمهای پزشکی و مسئولیت سنگین مراقبت از بیماران روبهروست، اما همزمان میخواهد دوستی، قرار عاشقانه، خانواده و تجربههای نوجوانی را از دست ندهد. برادرانش و پدرش فضایی متفاوت از بیمارستان ایجاد میکنند و دوستان نزدیکش کمک میکنند از نقش «دکتر نابغه» فاصله بگیرد. سریال در هر قسمت معمولاً یک مسئله پزشکی را با یک مشکل شخصی موازی میکند تا نشان دهد دانستن علم به معنی بلد بودن همه چیز درباره روابط انسانی نیست. محور کلی داستان تلاش لاهلا برای ساختن هویتی است که نه فقط بر استعداد استثنایی او، بلکه بر انتخابها، اشتباهها و استقلال تدریجیاش شکل بگیرد.