میکی پیستوریوس، روانشناس جنایی در آفریقای جنوبی، در پروندههای قتل سریالی با پلیس همکاری میکند. سریال بر شکلگیری روشهای پروفایلسازی جنایی و فشار روانی کار روی پروندههای واقعی و خشن تمرکز دارد. شرایط بیرونی داستان، راه فرار ساده را میبندد و چنین فضایی بحران را از یک حادثه ساده فراتر میبرد. در ادامه، پیامد تصمیمها آشکارتر میشود در نتیجه شخصیتها باید میان اعتماد و احتیاط تعادل پیدا کنند. فراتر از اتفاق اصلی، گذشته شخصیتها دوباره مطرح میشود و این انتخاب روایی با تصمیمهای اصلی گره میخورد. روایت در لحظات آرامتر، روی واکنشهای کوچک مکث میکند تا روشن شود چرا یک تصمیم کوچک مسیر بعدی را عوض میکند. تا پیش از رسیدن به نتیجه، پرسش اصلی باز باقی میماند؛ با چنین تمرکزی «منو یه قاتل بگیر» مسئله اصلی را تا زمان مناسب زنده نگه دارد. در کنار خطر یا مأموریت، احساس تعلق بررسی میشود و نتیجه آن جهت رابطهها را تغییر میدهد.