گروهی از دختران نوجوان در مدرسه یا باشگاهی ورزشی برای یادگیری کاراته کنار هم جمع میشوند و هرکدام دلیل متفاوتی برای ورود به این رشته دارند. یکی میخواهد اعتمادبهنفس بیشتری پیدا کند، دیگری دنبال رقابت حرفهای است و نفر دیگری پس از تجربه آزار یا زورگویی میخواهد بتواند از خودش دفاع کند. مربی از همان ابتدا تأکید میکند کاراته فقط مجموعهای از ضربهها نیست و انضباط، کنترل خشم و احترام بخش مهم تمریناند. رقابت برای انتخاب تیم مسابقات باعث میشود دوستیها زیر فشار قرار بگیرند و بعضی دختران به مقایسه و حسادت کشیده شوند. در بیرون باشگاه نیز مشکلات خانوادگی و مدرسه ادامه دارند و شخصیتها باید چیزی را که در تمرین یاد گرفتهاند بدون تبدیل کردن هر اختلاف به مبارزه به کار ببرند. یک مسابقه مهم یا رویارویی با باشگاهی رقیب نقطهای میشود که گروه باید تصمیم بگیرد موفقیت فردی مهمتر است یا حمایت از تیم. داستان نوجوانانه از ورزش رزمی برای نشان دادن رشد شخصی استفاده میکند و تأکید دارد قدرت واقعی زمانی دیده میشود که فرد بتواند قبل از مشت زدن، کنترل و انتخاب خودش را حفظ کند.