«Traitors» در بریتانیای پس از جنگ جهانی دوم میگذرد و زنی جوان به نام فیف را دنبال میکند که برای همکاری با سرویسهای اطلاعاتی وارد دنیای جاسوسی میشود. آغاز جنگ سرد و نگرانی از نفوذ شوروی، او را میان روابط شخصی، وفاداری سیاسی و مأموریتهای محرمانه قرار میدهد. لحن «Traitors» با موضوع هماهنگ نگه داشته میشود؛ «خائنان» تغییر فضا را از دل خود ماجرا میسازد. در «Traitors» مخاطب جایگاه شخصیتها را زود میشناسد؛ «خائنان» سپس همان شناخت را در موقعیتهای تازه آزمایش میکند. مسیر «Traitors» بر علت و پیامد تکیه دارد؛ «خائنان» اتفاقها را بدون پرش بیدلیل به هم متصل میکند. در «Traitors» زمان برای رشد رابطهها وجود دارد؛ «خائنان» این تغییرها را در قسمتهای مختلف دنبال میکند. ساختار «Traitors» به چند خط روایی جا میدهد؛ «خائنان» آنها را حول شخصیتهای مرکزی کنار هم نگه میدارد. در «Traitors» هر قسمت بخشی تازه نشان میدهد؛ «خائنان» با این روش جهان خود را تدریجی گسترش میدهد.