خوانپیس گونسالس مردی ثروتمند، خودخواه و متعلق به طبقه ممتاز بوگوتاست که تقریباً تمام عمرش از پیامد تصمیمهایش دور نگه داشته شده است. مادر و خانواده بانفوذش همیشه راهی برای حل دردسرها پیدا کردهاند و خوانپیس تصور میکند پول و نام خانوادگی میتوانند هر مشکلی را برطرف کنند. زمانی که برای حفظ ارث یا موقعیتش مجبور میشود نشان دهد قادر است زندگی مستقلی داشته باشد، برای نخستین بار وارد محیطهایی میشود که مردم بدون امتیازهای او زندگی میکنند. تلاش برای کار، رابطه عاطفی و برخورد با سیاست و فساد اجتماعی باعث میشود تفاوت میان تصویر او از کشور و واقعیت مردم آشکار شود. خوانپیس اغلب بدون قصد قبلی حرف یا کاری توهینآمیز انجام میدهد و بعد مجبور میشود با نتیجهاش روبهرو شود. شخصیتهای اطراف همیشه حاضر نیستند به دلیل ثروتش او را ببخشند و بعضی دقیقاً از امتیازش برای اهداف خودشان استفاده میکنند. سریال با طنز، طبقه اجتماعی و سیاست کلمبیا را هجو میکند و مردی را دنبال میکند که اگر واقعاً میخواهد تغییر کند باید بپذیرد مشکل فقط رفتار فردی نیست؛ تمام زندگیاش در ساختاری ساخته شده که همیشه او را از هزینه اشتباههایش محافظت کرده است.