پس از فرود یک شیء فضایی ناشناخته روی زمین، فضانورد نیکو برکنریج فرمانده سفینه «سالوارِی» میشود تا همراه گروهی جوان منشأ آن را در فضای دور جستوجو کند. مأموریت قرار است پاسخی درباره نیت موجودات بیگانه پیدا کند، اما فاصله عظیم، فناوری ناشناخته و اختلاف میان اعضای خدمه خیلی زود سفر را خطرناکتر میکنند. نیکو علاوه بر فرماندهی باید تصمیمهایی بگیرد که جان همه را تحت تأثیر قرار میدهد و هر سیاره یا تماس تازه احتمال بازگشت سالم را کمتر میکند. روی زمین، همسرش اریک والاس تلاش میکند با شیء بیگانه ارتباط برقرار کند و دخترشان میان دو والدینی قرار گرفته که هرکدام در جبهه متفاوت همان بحران کار میکنند. موجودات موسوم به آکایا اطلاعات و قدرتی دارند که انسانها هنوز درکش نمیکنند و معلوم نیست هدفشان همکاری است یا کنترل. سریال سفر فضایی و بحران خانوادگی را همزمان دنبال میکند و نیکو باید میان نیاز به پیشروی برای نجات زمین و مسئولیت نسبت به خدمهای که شاید برای مأموریتی بیبازگشت انتخاب شدهاند تعادل برقرار کند.