هلویزا، وکیل کیفری مشهور برزیلی، باور دارد حتی فردی که به سنگینترین جرم متهم شده حق دفاع حرفهای دارد. او سالها با پیچیدگیهای سیستم زندان و دادگاه کار کرده و معمولاً میتواند احساس شخصی را از وظیفه حقوقی جدا کند. این تعادل زمانی به هم میریزد که پرونده قتلی جنجالی به او پیشنهاد میشود و متهم اصرار دارد فقط هلویزا وکالتش را بپذیرد. تحقیقات او به رهبر یکی از بزرگترین گروههای جنایی کشور و افرادی میرسد که خواهان مرگ او هستند. همزمان حادثهای از دوران کودکی هلویزا و رازی خانوادگی دوباره مطرح میشود و به شکلی غیرمنتظره با پرونده امروز تلاقی پیدا میکند. هر مدرک تازه مرز میان دفاع از موکل و کمک ناخواسته به شبکهای جنایی را دشوارتر میسازد. هلویزا باید تصمیم بگیرد تا کجا میتواند برای اجرای حق دفاع پیش برود و از چه نقطهای سکوت یا اقدام وکیل خودش به بخشی از جرم تبدیل میشود. سریال حقوقی از پرونده جنایی برای بررسی مسئولیت حرفهای، حقیقت و فاصله باریک میان حمایت قانونی از متهم و نادیده گرفتن آسیب قربانیان استفاده میکند.