شین چا-ایل مدیر سرد و دقیق تیم حسابرسی یک شرکت ساختمانی است و مأمور میشود فساد و سوءاستفادههای داخلی را پیدا کند. او همراه همکاران جوانترش پروندههایی را بررسی میکند که هرکدام شبکهای از منافع شخصی و روابط سازمانی را آشکار میکنند. در «حسابرسان»، در پس اتفاقات ظاهری، پذیرش تفاوتها اهمیت پیدا میکند و این بخش به موتور بخشی از روایت تبدیل میشود. زمان و مکان روایت، ریتم حرکت شخصیتها را تعیین میکند و این عامل مسیر رسیدن به پاسخ را دشوار میسازد. ساختار قصه همزمان، تردیدها را پررنگ نگه میدارد تا دلیل رفتارها روشنتر شود و گذشته هنوز روی اکنون اثر دارد. با پیش رفتن ماجرا، پیامد تصمیمها آشکارتر میشود و همین موضوع آنها را وادار میکند روش قبلی خود را تغییر دهند. بدون آشکار کردن سرنوشت نهایی، پرسش اصلی باز باقی میماند؛ از این زاویه «حسابرسان» اجازه دهد انگیزهها بهتدریج روشن شوند. جهانی که ماجرا در آن رخ میدهد، به انتخابها وزن بیشتری میدهد و چنین فضایی تنش را بدون افشای پایان حفظ میکند.