یک قاضی درستکار پس از حادثهای که پسرش را به خانواده یک رئیس جنایتکار پیوند میدهد، مجبور میشود میان قانون و حفاظت از فرزندش انتخاب کند. در سوی دیگر، رئیس باند نیز برای پسر خود دست به اقداماتی میزند که مرز عدالت و جرم را محو میکند. در پس اتفاقات ظاهری، پذیرش تفاوتها اهمیت پیدا میکند و این انتخاب روایی با نتیجه اتفاقات بیرونی پیوند میخورد. داستان در میانه تنش، روی واکنشهای کوچک مکث میکند و نشان میدهد که آدمها زیر فشار اولویتهایشان را عوض میکنند. در بخشهای بعدی، پیامد تصمیمها آشکارتر میشود تا تصمیمگیری تنها راه پیش رفتن باشد با پیامد رفتار قبلی روبهرو شوند. فضای بسته یا ناآشنا، به بخشی از مسئله تبدیل میشود و این عامل اهمیت همکاری را بیشتر نشان میدهد. بدون ورود به جزئیات پایانی، رابطهها همچنان مرکز توجهاند؛ و به این ترتیب «جناب شما» ماجرا را به رابطه و انتخاب پیوند بزند. اثر بدون شتاب، روی واکنشهای کوچک مکث میکند و نشان میدهد که مسئولیت همیشه با قدرت همراه است.