ویویَن اِپستاین، زن جوان یهودی در لندن دهه ۱۹۶۰، پس از مرگ پدرش احساس میکند چیزی برای از دست دادن ندارد. او به گروه ضد فاشیستی «۶۲» نزدیک میشود که تلاش دارد با جنبش نئونازی بریتانیا مقابله کند. ویویَن به دلیل ظاهر و تواناییاش در پنهان کردن هویت یهودی برای نفوذ به گروه راست افراطی انتخاب میشود. او با کالین جردن و پیروانش ارتباط میگیرد و وانمود میکند به باورهای آنها علاقه دارد، در حالی که اطلاعات را به فعالان ضد فاشیست میرساند. زندگی دوگانه خیلی زود فشار روانی زیادی ایجاد میکند و ویویَن مجبور میشود حرفها و رفتارهایی را تحمل کند که مستقیم علیه خودش و خانوادهاش هستند. رابطهاش با جک، یکی از افراد گروه، نیز مرز میان نقش و احساس واقعی را پیچیده میکند. هرچه نفوذ عمیقتر میشود، خطر افشای هویت بیشتر است و رهبران گروه برای تظاهرات و خشونت برنامهریزی میکنند. ویویَن باید بدون از دست دادن خودش در نقشی که بازی میکند، مدرکی پیدا کند که بتواند فعالیت آنها را متوقف کند.