سوفیا کارپی کارآگاه پلیس هلسینکی است که پس از مرگ همسرش به کار بازمیگردد و هنوز تلاش میکند زندگی دو فرزندش را در کنار سوگ مدیریت کند. نخستین پرونده بزرگ او پس از بازگشت، پیدا شدن جسد زنی در محل ساختوسازی متعلق به شرکت انرژی است. تحقیقات همراه کارآگاه جوانتر، ساکاری نورمی، آنها را به روابط کاری، پروژههای بزرگ و زندگی خصوصی قربانی میرساند. هر سرنخ انگیزه تازهای معرفی میکند و شرکتهای قدرتمند تلاش میکنند اطلاعات حساس را از رسانه و پلیس دور نگه دارند. سوفیا روش مستقیم و شهودی دارد، در حالی که نورمی بیشتر به روند و داده تکیه میکند و همکاریشان در ابتدا آسان نیست. پروندههای بعدی نیز قتل را با فساد، خانواده و مسائل اجتماعی فنلاند پیوند میدهند. آبوهوای سرد و فضای شهری هلسینکی بخش مهمی از حالوهوای سریالاند. «Deadwind» علاوه بر معمای جنایی، زنی را دنبال میکند که هر بار با مرگ دیگران روبهرو میشود در حالی که هنوز نتوانسته مرگ همسر خودش را کاملاً بپذیرد، و باید میان وسواس کاری و مسئولیت خانوادگی تعادل پیدا کند.