زن جوانی از خاندان اشراف برای پیبردن به حقیقت نابودی خانوادهاش هویت خود را پنهان میکند و وارد سرزمینی دشمن میشود. برخورد او با فرماندهای قدرتمند، رابطهای میان رقابت، بیاعتمادی و عشقی شکل میدهد که هر دو را در برابر وظیفه قرار میدهد. در مرکز ماجرا این پرسش قرار دارد که علاقه، بدون صداقت و اختیار تا چه اندازه دوام میآورد.