ساره بایکال، کمیسر جوخه قتل، پس از تعلیق از وظیفه و تنها قادر به کار زیر نظر رواندرمانگر، با پیچیدهترین قتل دوران حرفهای خود مواجه میشود، در حالی که مسیر او با عکاس مد، اطلس دمیروغلو، که به خاطر فیلمی پر از تصاویر مرموز به ایستگاه پلیس آمده است، تلاقی میکند. تحقیقات، که با پیدا شدن جسد زنی در یک شهربازی آغاز میشود، به زودی درها را به روی یک پازل چند لایه باز میکند که هم به گذشته سار و هم اطلس ادامه مییابد. همانطور که هر سرنخ جدید ساره و اطلس را به هزارتوی تاریک می کشاند، مرزهای بین واقعیت، خیال، وفاداری و خیانت به طور فزاینده ای محو می شود.