یاسوکه جنگجوی آفریقایی است که سالها قبل در خدمت اودا نوبوناگا به عنوان سامورایی جنگیده، اما پس از سقوط اربابش از میدان نبرد فاصله گرفته و به عنوان قایقران در روستایی دورافتاده زندگی میکند. او سعی دارد گذشته خونین را فراموش کند، تا اینکه زنی از او میخواهد دختر بیمار خود، ساکی، را به پزشکی در منطقهای دور برساند. ساکی قدرتهای روانی و جادویی بسیار نیرومندی دارد و همین توانایی توجه نیروهای مختلف را جلب میکند. مزدوران، جادوگران و پیروان دایمیویی تاریک برای گرفتن دختر به دنبال آنها میآیند و یاسوکه مجبور میشود دوباره شمشیر بردارد. سفر ساکی خاطرات گذشته او با نوبوناگا، دربار و سالهایی را که به عنوان خارجی در ژاپن پذیرفته و طرد شده بود زنده میکند. یاسوکه باید از دختری محافظت کند که هنوز نمیداند قدرتش چگونه کار میکند و همزمان تصمیم بگیرد آیا میتواند بدون بازگشت به همان خشونتی که از آن فرار کرده، دوباره نقش یک جنگجو را بپذیرد.