گربهای خانگی به نام مکس متوجه میشود هماتاقی تازهاش، گارک، در واقع بیگانهای است که ظاهر گربه دارد. دوستی عجیب آنها باعث مجموعهای از ماجراهای علمیتخیلی و کمدی میشود، چون گارک هیچ درکی از زندگی زمینی ندارد. ساختار قصه همزمان، روی واکنشهای کوچک مکث میکند و این انتخاب نشان میدهد چگونه گذشته هنوز روی اکنون اثر دارد. شرایط بیرونی داستان، واکنشها را تحت تأثیر قرار میدهد و نتیجه این وضعیت مسیر رسیدن به پاسخ را دشوار میسازد. کمی بعد، ابهامهای تازه شکل میگیرند و هر طرف ناچار شود با پیامد رفتار قبلی روبهرو شوند. در لایه شخصی داستان، دوستی نقش تعیینکننده پیدا میکند و چنین تمرکزی دلیل بعضی تعارضها را روشن میکند. پیش از آنکه پاسخ کامل داده شود، پرسش اصلی باز باقی میماند؛ از این زاویه «گربه تقلبی» به جای نتیجه فوری روی روند اتفاقات بایستد. ماجرا در لایهای شخصیتر، به انگیزهها نزدیکتر میشود و نشان میدهد که مسئولیت همیشه با قدرت همراه است.