«Vampirina» درباره دختری خونآشام به نام وی است که همراه خانوادهاش از ترانسیلوانیا به پنسیلوانیا نقل مکان میکند. او باید میان سنتهای عجیب خانواده هیولایی و زندگی عادی مدرسه تعادل پیدا کند و در عین حال هویت واقعی خود را از کسانی که هنوز آماده پذیرش تفاوتها نیستند پنهان نگه دارد. ریتم «Vampirina» از اتفاقهای پیدرپی نیرو میگیرد؛ «خون آشام» بین طنز و مسئله اصلی تعادل نگه میدارد. در «Vampirina» جزئیات در خدمت موقعیتاند؛ «خون آشام» از توضیحهای خارج از مسیر اصلی دور میماند. لحن «Vampirina» با موضوع هماهنگ نگه داشته میشود؛ «خون آشام» تغییر فضا را از دل خود ماجرا میسازد. در «Vampirina» مخاطب جایگاه شخصیتها را زود میشناسد؛ «خون آشام» سپس همان شناخت را در موقعیتهای تازه آزمایش میکند. مسیر «Vampirina» بر علت و پیامد تکیه دارد؛ «خون آشام» اتفاقها را بدون پرش بیدلیل به هم متصل میکند. در «Vampirina» حرکت و خیال کنار هماند؛ «خون آشام» مسئلهها را با همکاری شخصیتها پیش میبرد.