جین کازاما پس از حمله موجودی قدرتمند به خانهاش و از دست دادن مادرش جون، تنها میماند. او به سراغ پدربزرگش هیهاچی میشیما میرود و از او میخواهد برای انتقام آموزش رزمی ببیند. هیهاچی تمرینهای بسیار سختی به جین میدهد و او را برای شرکت در تورنمنت «King of Iron Fist» آماده میکند؛ رقابتی که مبارزان قدرتمند از سراسر جهان در آن حضور دارند. جین میخواهد اوگر، موجودی که مسئول مرگ مادرش میداند، را پیدا کند اما در مسیر متوجه میشود خانواده میشیما تاریخچهای از خشونت، جاهطلبی و نیرویی تاریک به نام «ژن شیطانی» دارد. هر مبارزه او را به تواناییهای خودش نزدیکتر میکند و همزمان خطر از دست دادن کنترل را افزایش میدهد. هیهاچی نیز هدفی فراتر از آموزش نوه دارد و همه حقیقت را درباره خانواده نمیگوید. جین باید تصمیم بگیرد آیا برای شکست دشمن حاضر است از همان نیرویی استفاده کند که ممکن است او را شبیه کسانی کند که از آنها متنفر است.