آلی، خرگوش اسباببازی دوختهشدهای، در یک مغازه یا فضای ناشناس به هوش میآید و فقط تکههایی از خاطراتش را درباره پسربچهای به نام بیلی به یاد دارد. او میداند زمانی محبوبترین اسباببازی بیلی بوده و حالا باید راه بازگشت به خانه را پیدا کند. آلی در سفری میان خیابانها، رودخانه، مدارس و مکانهای مختلف با اسباببازیهای دیگری مانند زوزو و رُزی آشنا میشود که هرکدام گذشته و صاحب گمشدهای دارند. همزمان داستان بیلی و خانوادهاش نیز روایت میشود و مشخص میشود جدایی آلی از او با دورهای دشوار در زندگی کودک ارتباط دارد. خاطرات آلی همیشه کامل نیستند و بعضی تصاویر ممکن است چیزی را که واقعاً اتفاق افتاده با احساساتش ترکیب کرده باشند. این مینیسریال با ترکیب شخصیتهای عروسکی و دنیای واقعی، سفر یک اسباببازی را به داستانی درباره کودکی، فقدان و خاطره تبدیل میکند. آلی در جستوجوی بیلی باید بفهمد ارزش رابطهشان فقط به این نیست که هنوز بتواند به خانه قبلی برگردد؛ چیزهایی که یک کودک به اسباببازی محبوبش میسپارد حتی پس از تغییر زندگی نیز در خاطره باقی میمانند.