بالسا نیزهزن یک جنگجوی سرگردان است که وظیفه نجات جانها را بر عهده میگیرد تا کفاره گناه گذشته باشد. در سفر خود، او یک شاهزاده را نجات می دهد و وظیفه دارد محافظ او شود. و او به یکی نیاز دارد، زیرا پدرش، امپراتور، او را می خواهد. در طول داستان، گذشته بالسا آشکار می شود و آنها اسرار وضعیت چاگم را در حالی که رابطه ای خانوادگی با یکدیگر و دیگران ایجاد می کنند، کشف می کنند.