در استکهلم، آلی آسیب شناس باردار همه چیز را امتحان می کند تا از پرواز شوهر و خلبان محبوبش لئو جلوگیری کند. در برلین، لین 25 ساله به فرقهای میپیوندد که اعضای آن به دلایل مختلف شدیداً میخواهند به زندگی پس از مرگ اعتقاد داشته باشند. در همین حین در بیمارستانی در وسط آلمان، هانا پس از یک تصادف شدید رانندگی از خواب بیدار می شود و تعجب می کند که پسر 14 ساله اش یعقوب چگونه توانست هر دوی آنها را از غرق شدن نجات دهد. هنگامی که چند روز پس از حادثه، جیکوب به طور ناگهانی ادعا می کند که زندگی گذشته خود را به عنوان خلبان یک هواپیمای مسافربری گم شده به یاد می آورد، سرنوشت سه زن را به طرز چشمگیری تغییر می دهد. آیا او راست می گوید؟