پدر بول به خاطر محافظت از بهترین دوستش، هینگ، چشمش را کور کرد. از آن زمان، او به دور از دوستان پنهان شد و زندگی آرامی با بول داشت. سال ها بعد، این دو برادر به نحوی دوباره ملاقات می کنند. هینگ یک باشگاه بوکس را اداره می کند و به پدر بول قول می دهد که بول را به خوبی آموزش دهد. تحت آموزش هینگ، بول به یک بوکسور بسیار ماهر تبدیل می شود.