شیبویا، توکیو، با فصل هالووین شلوغ است. عروسی در شیبویا هیکاری برگزار می شود، جایی که کارآگاه میواکو ساتو از اداره پلیس متروپولیتن لباس عروسی پوشیده است. در حالی که کانن و سایر مهمانان دعوت شده در حال تماشا هستند، ناگهان مهاجمی وارد می شود و کارآگاه واتارو تاکاگی که سعی می کرد از ساتو محافظت کند، مجروح می شود. تاکاگی جان سالم به در برد و اوضاع حل شد، اما در نگاه ساتو، تصویر دروگر بدی که وقتی کارآگاه ماتسودا، مردی که عاشقش بود، سه سال پیش در یک سری بمبگذاری کشته شده بود، با تصویر تاکاگی همپوشانی داشت.