پس از اطلاع از بارداری غافلگیرانه خود، ژانسودا به عنوان معشوقه اش، ویرانگر زندگی آتیروج برچسب خورد. علیرغم طعنه های اطرافیان معشوق، او سعی کرد صبور باشد و استقامت کند تا رابطه اش به نتیجه برسد. با این حال، عشق همیشه شیرین نیست. هنگامی که او متوجه شد که عشق برای آتیروج در حال ناپدید شدن است، جانسودا تصمیم گرفت همه چیز را با قلب آسیب دیده پشت سر بگذارد. آتیروج بی رحمانه و با قلبی سرد به زندگی خود ادامه می دهد.