الکس لوئیس در هجدهسالگی پس از تصادف موتورسیکلت حافظهاش را از دست میدهد و تقریباً هیچ چیز از زندگی گذشته خود به یاد نمیآورد. تنها چهرهای که هنوز برایش آشناست مارکوس، برادر دوقلویش، است. از آن لحظه مارکوس تبدیل به راهنمای حافظه الکس میشود و با عکسها و داستانها کودکی مشترکشان را برای او بازسازی میکند. تصویری که میسازد خانوادهای نسبتاً خوشحال و زندگیای امن است، اما سالها بعد روشن میشود بخشهایی از گذشته عمداً گفته نشدهاند. مارکوس معتقد بوده پنهان کردن حقیقت از برادرش نوعی محافظت است، در حالی که الکس احساس میکند حق دانستن تاریخ خودش از او گرفته شده. مستند «Tell Me Who I Am» بیشتر از خود حادثه درباره رابطه این دو برادر و اخلاق حافظه است. گفتوگوی آنها نشان میدهد وقتی یک نفر برای تعریف گذشته کاملاً به دیگری وابسته باشد، روایت کردن چه قدرت بزرگی پیدا میکند. فیلم بدون تبدیل تجربه آنها به معمای جنایی، به پرسشی دشوار میرسد: آیا فراموش کردن یک آسیب واقعاً آزادی است، اگر فرد هیچ انتخابی درباره دانستن یا ندانستن آن نداشته باشد؟